خرید بک لینک
برای یافتن مطالبی در باب "اخلاق و رفتار" استاد فقید دکتر سید احمد فردید بمنظور درج در وبلاگ "درباره زندگی و آثار سید احمد فردید" جستجو می کردم که برخوردم به این قسمت از یادداشت یوسفعلی میرشکاک با عنوان "من آموزگار خود را از دست نداده ام": "“شعر نو هم میگی؟”،“هر وقت عاقلم و مثل بقیه مردم زندگی میکنم یه چیزایی میگم”، “شعر نو رو ول کن به درد تو نمیخوره”، “چشم استاد”، “حالا یه غزل تازه بخون ببینم”، “چشم استاد”. شب است و پنجرهای دارم که روبروی تهی بازست / شکسته حنجرهای دارم که قاب خالی آوازست “خب، تهی یعنی چه؟”، “استاد! من ناراحت بودم، افسرده بودم”، “مزخرف نگو، تهی یعنی چه؟”، “استاد من میخواستم بگم غیر از سیاهی و بدبختی روبروی من نیست، افق ...” “چرند نگو، تهی یعنی چه؟”، “نمیدونم استاد”، “تهی یعنی تائو، یعنی خدا فهمیدی؟” “فهمیدم استاد”." ذهنم رفت به نوشته موهن و سخیف داریوش آشوری یعنی "اسطوره فلسفه در میان ما" آنجا که می نویسد: "بنا بر اين، در ميانِ آنچه فرديد در باره يِ ريشه شناسيِ واژه ها مي گويد، آنچه بر اساسِ آشنايي با ريشه شناسيِ واژه ها از فرهنگ هايِ ريشه شناسيكِ زبانِ فرانسه نقل مي كند مي تواند درست باشد و آنچه به صورتِ حدس و گمان هايِ شخصي از به هم بافتنِ واژه ها در چندين زبان مي گويد- زبان هايى كه دارايِ رابطه يِ خانوادگيِ زباني يا چه بسا رابطه يِ تاريخي و فرهنگي نيز با

برچسب: نویسنده: باران پورعلی تاريخ: جمعه 1 دی 1396 ساعت: 1:13

یکی از جنبه های جالب سروکار داشتن با فردید، بررسی مناسبات و روابط وی با دیگر چهره های فکری و هنری و ادبی است، چرا که اولا در بین این افراد مهمترین و مشهورترین چهره های صد سال اخیر را می توان یافت و ثانیا فردید در سخنانش به این افراد و نسبتشان با خودش اشاراتی کرده که بعضا در بدو امر عجیب و متناقض هم ممکن است بنظر بیایند. یکی از مشهورترین این افراد مهمترین چهره روشنفکری دهه چهل شمسی یعنی جلال آل احمد است. فردید و آل احمد از بازگشت فردید از اروپا به سال 1334 تا درگذشت آل احمد در سال 1347 دوست و همنشین و همراه و هم بحث بوده اند. فردید در سخنانش بویژه پس از پیروزی انقلاب اسلامی بارها از آل احمد یاد و به شیوه خاص خویش کار فکری و منش و کنش آل احمد را تحلیل کرده که البته خالی از انتقادهای تند نیز نیست. نگارنده که قبلا در نوشته ای با عنوان "گفتار فردید – گزارش جلال" قسمتی از سخنان همدلانه فردید درباره آل احمد را در همین وبلاگ درج کرده، در اینجا سعی نموده با نقل قول های بیشتری از فردید امکان نتیجه گیری را برای مطالعه کنندگان محترم تا حدی فراهم آورد. نتیجه ای که خود من با توجه به سخنان بعد از انقلاب فردید درباب آل احمد گرفته ام تا اینجا این است که فردید برای دفاع از انقلاب اسلامی – البته انقلاب اسلامی به توضیح و تفسیر خودش - گاهی تا آنجا که می توانسته از آل احمد بنحوی دفاع نموده و در مواردی

برچسب: نویسنده: باران پورعلی تاريخ: جمعه 1 دی 1396 ساعت: 1:13

بدنبال بحثی که چند ماه پیش در پی تذکر یکی از مطالعه کنندگان محترم در باب "نسبت فکری" آقای دکتر رضا داوری اردکانی با استاد فقید دکتر سید احمد فردید در دو سه نوشته قبلی این وبلاگ مطرح شد، نگارنده بهتر این دید که ابتدا مطالعه ای در نوشته های جدید دکتر داوری داشته باشد! چرا که جز یکی دو نوشته مربوط به قبل از انقلاب، توفیق مطالعه مطالب دیگری از ایشان نصیب نشده بود. از نوشته ها و مصاحبه های متعدد بعد از انقلاب ایشان خبر داشتم اما عمدتا فقط آنچه را که مربوط به "فردید" بود خوانده بودم مگر یک مطلب کوتاهی در باب توسعه که آخرش فرموده بودند که خوبست که اخلاقی باشد. بدین منظور کتاب "ما و راه دشوار تجدد" دکتر داوری را بدست آورده و با مرارت و ملالت بسیار مقداری از آن را مطالعه کردم تا ببینم دکتر داوری در نوشته های جدید خود چه مباحثی را مطرح نموده است. البته توجه به عنوان انتخاب شده برای این کتاب یعنی "ما و راه دشوار تجدد" بخودی خود می تواند گویا باشد، داوری در این مقالات ضمن توضیحاتی در باب "تجدد" - که اگرچه با "دید" فردید بی ارتباط نیست اما همزمان آن را مبهم و مسخ می کند- به بیان مطالبی از این قبیل می پردازد: هیچ قومی بدون آشنائی با تفکر جدید نمی تواند در عالم متجدد وارد شود......باید با عقل فلسفی یگانه شد(صفحه 24) ولی ما اکنون طالب تجددیم و می خواهیم بدانیم که از چه راهی می توان به آن رسید(صفحه

برچسب: نویسنده: باران پورعلی تاريخ: جمعه 1 دی 1396 ساعت: 1:13

صفحه بندی